داستان کوتاه «تعویض»

نوشته شده توسط

در

«روز بخیر، آقا. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟»

«می‌خوام این ساعت رومیزی رو پس بدم لطفاً.»

«مشکلش چیه؟»

«زنگ هشدارش کار نمی‌کنه.»

«از دفترچه راهنما برای رفع ایراد استفاده کردید؟»

«بله.»

«و دفترچه کمکی بهتون نکرد؟»

«نه.»

«رسید خرید رو همراهتون دارید؟»

«نه. راستش، هر چی گشتم پیداش نکردم.»

«پس متاسفانه نمی‌تونم پول ساعت رو بهتون برگردونم.»

«نه نه! منظورم رو اشتباه فهمیدید. فقط می‌خوام این ساعت رو با یکی که درست کار می‌کنه عوض کنم.»

«باشه. بسته‌بندی اولیه محصول همراهتون هست؟»

«نه. انداختمش دور.»

«نمی‌تونم بدون بسته‌بندی، ساعت رو براتون عوض کنم.»

«ساعت داخل مشما پلاستیکی بود. مجبور شدم با چاقو پارش کنم. نمی‌فهمم، بسته‌بندی رو می‌خواید چیکار آخه؟»

«قانونش اینه که برای پس گرفتن و تعویض، کالا حتماً باید در همون حالت و بسته‌بندی که فروخته شده باشه‌.»

«فقط یه تیکه پلاستیک پاره ازش مونده بود. واسه چی باید نگهش می‌داشتم؟»

«برای یه همچین روزی.»

«فکر نمی‌کردم یه ساعت رومیزی بعد از فقط چند هفته خراب بشه. پس، دارید می‌گید که هیچ کاری از دستتون برنمیاد برام انجام بدید؟»

«برای اینکه بتونم کمکتون کنم، باید یه چیزی باشه که خریدتون رو ثابت کنه.»

«حرف من کافی نیست؟ دارم میگم این ساعت رو از اینجا خریدم. اگه اشتباه نکنم، از خود شما خریدمش.»

«شماره خرید و تضمین بازگشت کالا رو در سایت ثبت کردید؟»

«نه.»

«خُب، این خودش یه مشکله. چطور پرداخت کردید؟ نقدی یا کارت؟»

«نقدی.»

«اگه با کارت پرداخت کرده بودید، می‌تونستید راحت با رسید بانکی ثابتش کنید.»

«خُب، حالا که نقدی حساب کردم.»

«مسئله اینه که فروشگاه‌های دیگه هم این ساعت و برند رو می‌فروشن. ممکنه از هر جای دیگه‌ای خریده باشیدش.»

«اما نخریدم. از همینجا خریدمش و حالا زنگ هشدارش کار نمی‌کنه‌. شما باید یه ساعت سالم بهم بدید.»

«چه تاریخی ساعت رو خریدید؟»

«روز دقیقش یادم نیست. همین چند هفته پیش بود.»

«ما فقط تا بیست و یک روز پس از خرید، کالا رو بدون چون و چرا پس می‌گیریم و عوض می‌کنیم.»

«بُرج گذشته خریدمش اما روز دقیقش رو نمی‌دونم.»

«دو سه سالی میشه که از این برند می‌فروشیم.»

«منظورتون اینه که دارم دروغ میگم؟»

«نه آقا. فقط دارم میگم که شاید مثلاً بیست و دو روز پیش خریده باشیدش که در اون صورت دیگه با رسید و بسته‌بندی هم کاری از دست من بر نمی‌اومد.»

«پس حالا با این ساعت به درد نخور چیکار کنم؟»

«خُب، می‌تونید با یه نامه توضیح ایراد بفرستیدش کارخونه سازنده.»

«ساخت چینه. به زحمتش نمی‌ارزه‌.»

«پیشنهاد بعدیم اینه که بدید یه ساعت‌ساز تعمیرش کنه.»

«معمولاً هزینه تعمیر با هزینه خرید یه دونه نو چندان فرقی نمی‌کنه.»

«می‌دونم.»

«می‌تونم با مدیرتون صحبت کنم؟»

«مدیر امروز نیومده.»

«پس می‌تونم با شخصی که الان مسئول فروشگاست صحبت کنم؟»

«خودم هستم، قربان.»

«مدیر فردا میاد؟»

«نه.»

«چه روزی آقای مدیر میان؟»

«ایشون خانم هستند.»

«آها! کی خانم مدیر میاد سر کار؟»

«دوشنبه.»

«پس دوشنبه برمی‌گردم.»

«خیلی هم عالی. می‌تونم کمک دیگه‌ای بهتون بکنم؟»

«بعید بدونم.»

«دوست دارید یه حساب ویژه در فروشگاه ما باز کنید؟ کاملاً رایگانه و با کارتش می‌تونید پنج درصد تخفیف روی همه خریدهاتون بگیرید.»

«نه، ممنون.»

«اگه همین امروز حساب رو باز کنید، یه هدیه هم بهتون تقدیم می‌کنیم.»

«هدیه چی هست؟»

«یه ساعت رومیزی.»

3 دقیقه